ادامه...

با سلام خدمت دوستان عزیز

ببخشید اوندفعه کلی نوشتم اما یه دفعه نصفش پرید

دیگه الان اومدم باز بنویسم

داشتم در مورد خونه ترسناکمون میگفتم که آقای قبل از ما معتاد بوده بعدشم هیچکسی

به این خونه رسیدگی نکرده الانم تمام دیوارهای خونه رو تا آجر تراشیدن

دوباره از نو سفید کاری کنن حموم دستشوییش یعنی ترسناک در حد تیم ملی

خلاصه الانم خونمون دارن لوله گاز رو درست میکنن و برقکار داره کار میکنه فقط تا اینا تموم بشه

بعدش شروع میکنیم به سفید کاری بعدش کاشی سرامیک ها وبقیه سرامیک کف خونه

کمد دیواری هم قرار بزنن ایشالا تا 20روز 1ماه دیگه تکمیل میشه خونه رو بهم میدن

خلاصه این چند روز همش درگیر اساس کشی داداشم بودیم برای 1لحظه احساس کردم

خیلی منو رضا درگیر شدیم فقط به خونه وخودمون رو فراموش کردیم

چند بار بهش گفتم میگه خداییش اصلا عقلم از الان تا عروسی کار نمیکنه چون همش

استرس دارم که چی میشه و یعنی قرار همش بریم خرید البته اینم بگم ما همش منتظر پولمون

هستیم پیش دایی رضا باید بیاد که پولمون رو بگیریم بریم خرید بقیه وسایل

واینکه ما رسم نداریم دختر جهیزیه بده مامان بابام لطف کردن قسمت آشپزخونه رو متقبل شدن

چون رضا یتیم از پدر خلاصه پدرم به عنوان کمک آشپزخونه رو قبول کرد

خلاصه که از فردا میخواییم سراغ خرید وسایل چوب

دعا کنید چیزای خوشکل ببینیممژه

دیشب رفته بودم خونه رضا اینا از صبج بعدش شب خواهر رضا قرار بود به ثواب پدرش

آش بده ودعای کمیل بخونن خلاصه که همه فامیلشون اومدن منم سرما خوردم شدید

بدن درد داشتم هی میرفتم دراز میکشیدم هی میومدم پیش مهمونا

خلاصه دیگه دیشبم به همین وضع گذشت امروز هم رفتم از اساس کشی داداشم 2تا

کارتن برداشتم اومدم خونه تمام وسایل بالای کمد رو آوردم پایین نگاه کردم چه چیزای خفنی از قبل

خرید بودم همشو گذاشتم داخل کارتن کلی وسایل شد حالا ازشون عکس میگیرم وقتی چیدم

تازه این وسطی مثلا فهمیدم 2تا گوشت کوب خریدمنیشخند

3تا پوست کن خریدمنیشخند

دارم واسه مامانم هم جهیزیه میخرم انگار

فقط مونده جای سیب زمینی پیاز بخرم میخوام از این کابینتی ها بخرم

با یخچال وگاز همین مونده از آشپزخونه

همه چی خریدم یعنی موندم دیگه چی مهمه

شماها چیزی یادتون میاد بهم بگید که زود بخرم

امروزم یکم با رضا رفتیم پیاده روی یکم باهم حرف زدیم وبحث کردیم که چرا اینقدر فکرمون

از گشت وگذار دور شده بزار این دوماه آخر رو نامزد بازی کنیم اقلا

حالا ببینم آخر هفته تموم شد بزار برای آخر هفته این هفته برنامه بچینم که بریم

سینما اقلا یکم خوش بگذرونیم

خوب زیاد نوشتم ببخشید دیگه

من برم شبتون خوش

فعلا بای بای

/ 2 نظر / 9 بازدید
سهیل

ایشالا خوشبخت و عاقبت بخیر شید مارو هم دعوت کنید خب عروسی دلمون میخواددددد

فافا

کلبه وحشت بوده در واقع الان میخواد تایه ماه دیگه بشه خونه سیندرلا[قلب] میز صندلی دونفره هم خیلی خوشگل میکنه اشپز خونه رو[پلک]