امروز من

سلام خوبین

ببخشید نتونستم بنویسم چون لپ تابم دست یوسف پسر خالم بود خراب شده بود

داشت برام ویندوزشو درست میکرد

این یوسفم برای خودش قضیه های خودشو داره بچه خوبیه براشم کلی آرزوی موفقیت

دارم خلاصه که این چند روزه خبری نبود رضا از وجود این وبلاگ خبر نداره

چند روز پیشم یهو تو وبلاگم داشت میچرخید وبلاگمو دید با کلی ترفند بستمش تا

نبینه

خلاصه نمیدونم چرا نمیخوام کسی از وجود این وبلاگ خبر داشته باشه چون احساس

میکنم اینطوری میتونم ذهنم رو متمرکز کنم تا بنویسم

این چند روز تعطیلی خبری نبود روز عید که رفتم خونه پسر عموم جمعه هم رفتیم

ولیمه دختر خالم از مکه اومده بود همگی دعوت بودیم زن ومرد قاطی ناهار داد تو تالار

بعدشم رفتیم خونه خالم چایی خوردیمو برگشتیم خونه رفتیم خونه رضا اینا مامانش

اینا خواب بودن بیدارشون کردیم بعدش برگشتیم خونه خودمون رضا گشنش شد

خلاصه پاشدم براش سوسیس بندری درست کردم بعدش شام خوردیم یوسف اومد که

لپ تابمو درست کنه دید کار 1روز نیست رفت فرداش رضا کار داشت صبح ماشینو

داد به یوسف اومد دنبالم منو رسوند سرکار عصرش برگشتم دیدم هم رضا هم یوسف

جفتشون افتادن رو لپ تابم دارن درست میکنن اما درست نمیشه خلاصه دیگه رضا

رفت یوسف بیچاره موند خونمون خوابید تا 4صبح داشت درستش میکرد خیلی هم ازش

ممنونم بابت این همه سختی که برای لپ تابم کشید

خلاصه این چند روز اینطوری گذشت امروز با مامانی رفتم 7تیر مثلا مانتو پاییزه یا پالتو

ببینم بگیرم اما هیچی خوشم نیومد بعدش اومدم خونه جای همگی خالی شنسیل

مرغ درست کردم خیلی خوشمزه شد الانم تازه رضا رفته خونشون من برم دوش

کوچولو بگیرم قبل خواب

راستی سند خونمون رو تحویل گرفتیم خیلی خوشحالم اما قراره بیاد صاحب خونه دیگه

تصفیه کنیم خونه رو تحویل بگیریم شروع کنیم بنایی کنیم

برامون خیلی دعا کنید عاشق همتونم

مواظب خودتون باشید

/ 3 نظر / 5 بازدید
علیرضا

سلام اجی فرشته موفق باشی [قلب]

علیرضا

سلام تو وبلاگ من نظر داده بودی می خواستم ازت تشکر کنم که سر زدی و وبلاگتو تو وبلاگم لینک کردم اگه تو هم لینک کنی وبلاگ منو ممنون میشم