خاطرات بعد از عروسی 5

خلاصه دفعه دوم که رفتم دکتر جلسه قبل دکتر بهم یک سری آزمایشات اولیه داد بهم که چکاب

بود خلاصه انجام دادم وبردم وقرار بود دکتر برام سونوگرافی بگیره

ازمایشاتم خوب بود و سونوگرافی گرفت وگفت خدا روشکر قلب بچه میزنه

بعدش دیگه برام یک سری آزمایش و سونوگرافی داد وگفت بعد از هفته 12 برو انجام بده

خلاصه منم رفتم ومنتظر شدم هفته 12 بشم

اون روزی هم که رفتم دکتر تازه اوایل ماه رمضان بود و دکتر بهم گفت چون سرگیجه داری

روزه نگیر خلاصه منم میرفتم سرکار وکارم جوری شده بود که مسولم یک دفعه باهام لج شد

وچاشد سرمن جلوی همه داد بزنه و منو تحقیر کنه

خلاصه خیلی ناراحتم میکرد منم دیگه داشتم وارد هفته 12 میشدم که یک روز

صبح بیدار شدم و میخواستم آماده شم یزم سرکار چنان سردردی داشتم که رضا گفت

بمون خونه منم خوابیدم ساعت11 اینطورا بود بیدار شدم رفتم دست به آب

خدا اون روز رو نیاره یک دفعه دیدم افتادم به لکه بینی

منم خدای استرس زنگ زدم مامانم خواهرم مادر شوهرم ورضا واون یکی خواهرم

رضا که از سرکار پاشد اومد مادر شوهرمم اومد

مامانم رفته بود دکتر با خالم خیلی ازم دور بود

زود رفتم به یه دکتر تو درمونگاه وخلاصه گفت سریع باید سونوگرافی بشی

اونم سونوگرافی به همرا غربالگری

دیگه 100جا رضا منو برد این سونوگرافی رو انجام نمیدادن

تااینکه رفتیم یه بیمارستان خصوصی تو شهرک غرب تهران

اونجا گرفت 3ساعت منتظر دکترش شدم تاصدام کرد

دیگه سریع انجام داد ومنو راحت کرد که هنوز قلب بچم میزنه

دیگه مادر شوهرم بااین همه گیر داده بود به رضا که چرا آوردیش اینجا گرون

آخه 280تومن گرفتن خلاصه بهشون گفتم باید آزمایششو باهاش بدم

مادر شوهرم گفت نه کی گفته برو پیش خونمون دیگه نزاشت

منم دوباره فرداش رفتم دکتر اونم کلی دعوام کرد چون باید جفتشو باهم میداد

اینم از این وخلاصه دوباره رفتم یه جا آزمایش دادم از اونجایی که زفته بودیم گرون تر

خیلی از برخورد دکترم بدم میومد چون  اصلا حس میکنم دل نمیسورونه

همش فکر پول فکر کنید میگم سوال دارم اول میگن باید پول بدی

منم ولش کردم تازگی دارم میرم پیش یه متخصص ویزیتشم از این کمتر بهترم جواب میده

خلاصه ماه رمضان هم اولاش من کلی برای رضا آشپزی کردم بعضی هاشو عکس گرفتم بعضی ها

هم نه خلاصه حالا میخوام دیگه از خونم عکس یندازم چون خیلی مهمون میومد برام مهمون

که نه پسرخاله رضا از بوشهر اومد میومد شب ها اینجا تا سحر با رضا فوتبال بازی

میکرد وبعدشم میرفت

خلاصه اصلا وقت عکس انداختن نداشتم

حالا دارم مرتب میکنم  که عکس بندازم

فقط یه زحمتی از یاسی جون میخواستم بپرسم من چطوری باید عکس ها رو کوچیک

کنم

چون آپلود میکنم اندازه کل صفحه لب تاب میشه

ممنونم اینم تا ماه رمضون

دیگه خاطرات روزمره شروع میشه

/ 7 نظر / 5 بازدید
فافا

ببخشید اینجوری میگم اخه یعنی چی مادرشوهر میگه گرون از بچت چی مهمتره برات وای خیلی عصبانیم[عصبانی]توروخدا حواست به خودت باشه استراحت کن تو نباید دوکیلو میوه رو هم بلند کنی میدونم دیدم که چی میشه رعایت کن دختر اعصابتم نریز بهم بزار هرکی هرچی میخواد بگه تو الان تو خونه خودتی زندگی خودت کسی حق دخالت نداره[ماچ]راستی زعفرون نخور گل گاوزبون نخور چیزای کنسرو شده اصلا نخور اینا خیلی ضرر داره اب خیلی بخور اگه کم بخوری خدایی نکرده تو ماه 7 8 مشکل ایجاد میشه منتظر عکسای خوشگلت هستیم اگه شد عکس لباس عروستم بزار[پلک]

یاسمن (سه شنبه ها)

سلام قربونت بشم من میدونی چقدر نگرانم کردی ؟ خوب دختر همه اینا رو همون اول تعریف میکردی که من اینطوری سکته رو نزنم خدا رو 100000000000000 هزار بار شکر خیلی نگرانت شده بودم لامصب بدجوری هم مینویشتی آدم فکر میکرد دیگه تموم مادرشوهرت آخه چرا اینطوری میکنه آدم اعصابش به هم میریزه[عصبانی]

یاسمن (سه شنبه ها)

عزیزم این اون چیزی که خواسته بودی آموزش کوچیک کردن سایز عکس tu-smiles.mihanblog.com/post/16

مهندس آینده

سلام عزیزم ممنون از اینکه بهم سرزدی انشالله که بچه نازتم صحیح و سالم به دنیا بیاد و خیال همتون راحت شه... راستی چند ماهته؟ آجی ترو خدا قبل پول اول به فکرسلامتی خودتو بچت باش... حرف مادرشوهرتم محترم ولی بزرگترا گاهی اوقات نمیخوان درک کنن که مهم تر از پول چیزای دیگه هم هست... بازم بهم سر بزن فدات

رها

سلام خانمی نمیدونم منو میشناسی یا نه قبلا بهت سر میزدم و برات کامنت میذاشتم چند وقتی نبودم به خاطر فوت بابام و اینجور چیزها راستی خیلی خوشحال شدم رفتی سر خونه زندگیت آخه همیشه دعا می کردم مشکلاتتون حل بشه بابت نی نی هم تبریک انشاالله به سلامتی به دنیا بیاد منم باردارم تازه رفتم توی 3 ماه خانمی برای منم دعا کن خیلی هم مواظب خودتو و مسافر کوچولو باش [قلب]

سرباز

سلامطبق فرمایش رسول اکرم صلوات الله علیه و آله و سلم هرکس که امام خود را نشناسد و بمیرد به مرگ جاهلیت مرده است .وبلاگی تخصصی ویژه امام عصر خوشحال می شیم به وبلاگ ما سربزنید ٬ مطمینم مطالب به دردتون می خوره .