سلام علیکم دوستان

خوب هستید؟خسته نباشید همگی من که خیلی خستم حسابی مشغول کار شدم

روزهام داره میگذره و داره یواش یواش بوی عید میاد وسال جدید

نگاه میکنم به سال پیش مثل الان چیزهایی داشتم که الان ندارم وچیزهایی دارم که اونموقع نداشتم

شدیدترین تغییری که بود ورود رضا به زندگیم بود که خدا رو هزار مرتبه بخاطر داشتنش شکر میکنم

نگاه میکنم به اون روزی که رضا اومد خواستگاریم ومن دلم لرزید ویه حسی بهم گفت این پسر مال تو

واقعا مال من شد بااینکه منو رضا کاملا سنتی ازدواج کردیم اما باز هم برای به هم رسیدنمون جنگیدیم

من با خانوادم ورضا هم با خودش که بتونه بهترین پسر بشه که بیاد منو بگیره

امسال برام هم خوب بود هم بد

همین که رضا اومد تو زندگیم بهترینش بود وخستگی دوران عقدم وخراب شدن عروسیم هم جنبه بد قضیه بود

اما ما همه رو به فال نیک میگیریم ودعا میکنیم سال آینده بهتر از امسال باشه

اول برای همه دوستان وآشنایان وبعد برای منو رضا

خوب از روزگارمون بگیم که شنبه امتحان آئین نامه دارم وباید بشینم بخونم که قبول شم همون دفعه اول

روزهام تقریبا تکراریه بعضی وقتها اعصابم خورد میشه که چرا اوضاع الان بر وفق مرادم نیست

اما باز خودم رو از ین فکرها میارم بیرون

الان که به این 10 ماه فکر میکنم خیلی برام دیر گذشت خیلی

عذاب کشیدم شدید هرکی منو میبینه میگه مگه چقدر عقدی تازه 10ماه شد چقدر عجله داری

آره عجله دارم هرکسی که جای من بود و بااینکه شوهر داره نتونه باهاش راحت رفت وآمد داشته باشه

مطمئنا تحمل نمیکرد من هرشب از دیدن شوهرم به صورت آزادانه محرومم

هرجا برم توبیخ میشم که تو عقدی باید بشینی خونه

نمیتونم با شوهرم 1سفر 2روزه برم

دیگه اعصابم ضعیف شده میخوام این بهانه ها از خانوادم گرفته بشه

دیگه میخوام برای خودمو شوهرم زندگی کنم

ایشالا که درست میشه

خوب از خبرهای این مدت اینه که جمعه منو شوهرم رفتیم بیرون شام خوردیم اول قصد خرید لباس داشتیم که

دیدیم شلوغ نرفتیم به جاش رفتیم رستوران شام خوردیم وبرگشتیم

و بعدش بحث بزرگی بین منو خانوادم شد سراینکه خانواده شوهرم بیخیالن

منم همون شبونه زنگ زدم به رضا که منو باید دراسرع وقت ببری سرزندگیم ومن دیگه

تحمل ندارم که رضا گفت خونمون رو میخوان بلاخره تحویل بدن اگه خانوادم دست بکار نشدن برای جهاز

من ماشینمو میفروشم وخرید میکنیم میریم سرزندگیمون

دیروزم گوش شیطون کر مهندس گفته 25 اسفند خونه رو تحویل میده

داره الان کمد دیواری میزنه

ایشالا درست بشه برم عکس بگیرم براتون بیارم

فعلا هم که من دارم میرم سرکار صبح تا 4بعدازظهر ودیگه وقتم حسابی پر میشه

خیلی کارمو دوست دارم

بچه ها یه چیزی هست که فکرمو خیلی مشغول کرده

مدتیه که اعصابمو بهم ریخته در مورد رضا

نمیدونم بگم یا نگم

بزارید بیشتر بهش فکر کنم حتما میگم بهتون

فقط دعام کنید

شب همگی خوش

 

/ 3 نظر / 3 بازدید
فافا

ایشالا سال خوب پر از خوشی داشته باشی زودی بری خونه خودت تلافی این روزا رو دربیاری[ماچ] همسری خوبه اینجوری گفتی فکرم مشغولت شد[اوه]

دینا

این روزا بلاخره تموم می شه و تو با خیال راحت پیش عشقتی برات روزای رنگی رنگی آرزومندم[گل]

آرام

سال نو مبارک سال جدید برات سالی توام باشادی وسلامت و موفقیت باشه. به منم دوست خوبت سربزنی